آهنگ جدید حامد فرد با نام هنوزم

لینک دانلود ادامه مطلب...

لینک دانلود ادامه مطلب...

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ممنون از نظرات خوبتون.
ایشالا روزی بشه که حامد بزرگترین خواننده در دنیا بشه.

برای دانلود به ادامه مطلب بروید...
آهنگ جدید و بسیار زیبای نوید باقری با نام هیچکی جز تو ...
ترانه ، ملودی : نوید باقری - گیتار : حماد کاردی - رکورد : استودیو بوف

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب بروید...
منتظر این سوپرایز باشید تا یکی دو ماه آینده....



برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب بروید...
بگو میدونم که تا نه شب بیداری، بگو بگو نشستم چیشت تو هر جی داری بگو
بگو غم شده تو دلت هر چی پرورش دادی، بگو غمت اینه شدی بچه پرورشگاهی
بچه ای که بالا سرش پدر مادر نبود، بمیرم برات که آشمونت تا ته کبوده
بگو دیاگرام زندگیت خیلی تو شیبه، بگو فامیلی نیست بزاره عیدی تو جیبت
بگو فریاد بزن با هر چه نیرو داری، بگو دلت خوشه فقط به جشن نیکوکاری
جشنی که منتظری هر ساله قدمش بیاد، بگو بگو این درد داره از سرش زیاد
میشه و زندگیتم همش پیش و پس میره، بگو آخه مدرسه بدون کیف و کفش میشه
آخه تو بگو بیشتر از این چیه دردای من، بگو گناهم چیه شدم بی پدر مادر
تو دنیایی که نیست آدم راستگو به دورم، من دردمو برم پیش کی بازگو بکنم
ببین تورو خدا ببین که حالم چه بی حسه، ببین هیچس نمیاد و به دادم نمیرسه
بهم میگن بی خیال تو پی تحصیلو بگیر، میگم خط قرمز دور این تقدیر و بگیر
میگم باشه من میرم پی تحصیل و هیچی، بگو نشون بدم نمره ی درسیمو به کی
خیلی تلخه که احساسی مثل مادر کنارت نیست، خیلی سخته که هیچ پشتی مثل پدر پناهت نیست
خیلی تلخه غروب میشه تک و تنها و بی تابی، به آسمون خیره میشی تو با گریه تو میخوابی
میدونم اشک توی چشمات میاد و قلبت میمیره، وقتی یه مادری داره بچشو بغل میگیره
یه وقتایی پر از نفرت یه وقتایی پر از عشقی، ولی بدون که جاشونو نمیشه پر کنه هیشکی
چیه بگو نزار که دلت عقده ای شه، بدون این عقده ها یه روز تو تنت غده میشه
غده ای که از تو مملکتت نشأت میگیره، غده ای که از رو بخت بدت خندت میگیره
بگو بگو اینجا پشت سرت سابقه میچینن، تو رو به چشم دیگه ای تو جامعه میبینن
بگو بچه ها تو مدرسه دستت میندازن، بگو افرادیم هستن که رو دردت میگازن
همون افرادی که یک کلاس سوادم ندارن، بالا سر تو ان و اصلا هواتم ندارن
اصلا هواتم ندارن چئن که درد نکشیدن، چونکه طعم دنیای بی طعم و سرد نکشیدن
هی نباید نا امید بشی با ید به جایی برسی تا به ما امید بدی
باید که بالی در آورد و پر زد به جلو، باید دنیا یه روز ببینه فرزند تو رو
پس زندگیتو ببین با تصور بهشت، خدا پشت و پناهته با توکل بهش
تو پاشو بگو با اینکه دلم خونه داغه، با اینکه زمونه نداده به من خونواده
با اینکه پشتم خالیه و شدیدا تو هوام، با اینکه حتی ندارم یه شریکم تو غمام
ولی به خودم قول میدم که محکم بتازم، و تو این قمار زندگی عمرا ببازم
خیلی تلخه که احساسی مثل مادر کنارت نیست، خیلی سخته که هیچ پشتی مثل پدر پناهت نیست
خیلی تلخه غروب میشه تک و تنها و بی تابی، به آسمون خیره میشی تو با گریه تو میخوابی
میدونم اشک توی چشمات میاد و قلبت میمیره، وقتی یه مادری داره بچشو بغل میگیره
یه وقتایی پر از نفرت یه وقتایی پر از عشقی، ولی بدون که جاشونو نمیشه پر کنه هیشکی
تا ته آهنگو گوش بده کنار تو نرو
تا بگم بت داستان هزار تومنو
هزاری که باید بابتش جون هدیه کنی
هزاری که نباشه باید خون گریه کنی
خون گریه کنی وقتی کرده خستت زمونه
وقتی از خدا میخوای گرسنه بچت نمونه
وقتی زنت تو جوونی داره حس یه پیر زن
وقتیکه از بی پولیه مثل یه بیوه زن
مثل بیوه ای که نداشت قرص اعصاب سر شو
واسه خرید اون قرص فروخت اعضای تنشو
این جمله رو میگم بکن کلیشو مرور
اون زن از سر بیچارگی کلیشو فروخت
و دختر بی خونه ای که دربست پا میده
سر هزاری کثیف، باهرکس خوابیده
و خونواده ای که اونو از قصد نادیده
گرفتنش و اونم خسته س از بس نالیده
اون دختر قربانی مردای کذایی شد
اون دختر بازیچه دستای کسایی شد
که آبروی ایران و از تو ریشه کندن
سر هزاری خون مردم و تو شیشه کردن
بوی هزاری سمتشون بیاد از دم بیهوشن
پاهاش که باشه خداو پیغمبر کیلو چند
اینا خون مردم و از رو قسم چشیدن
سر هزاری خداهم به قسم کشیدن
داری منو میبینی که از زمونه بیزارم
با وجود خستگی و با زبون بی حالم
قلم برمیدارم مینویسم شبونه بیدارم
و کاغذ خط خطیه از درون بیمارم
بهم تهمت می زنن میگن شرور دیوانم
میگن با این حرفام زیاد دووم نمیارم
ولی مهم نیســـت چون من جوون ایرانم
آره مهم اینه که من جوون ایرانم
* * *
اینا عقده ی درونه که به سبک شعر میشه
عقده ای که در کنار تو درد دل میشه
منم نمیدونم زمونه چی سرم میاره
فقط میدونم یه قدم جلوترم دیواره
چه کسا به راحتی شدن مسئول بخشی
چه کسا یادی کردن از مسعود شصتچی
که وجودشون هنوزم هست کامل آشنا
رئیس سوخت میشه مدیرعامل باشگاه
چه کسا معتادن و توی کابوسشون گیرن
خونه ی غریبه ها رو با ناموسشون میرن
نعشه که شدن خیره پای سریال میشیننو
ارزش ناموسو تو دود تریاک می بینن
اینا نصیحت نیست توهین به پیر ها نباشه
بدون برگ هزاری توی جیب ها نباشه
اون که طلبی داره طلبشم رفع نمیشه
اون که بدهی داره جسدشم دفع نمیشه
خدا خاک پاتم تویی که بزرگترینی
خدا آیا دیدی مردمی که بخور نمیری
میاوردن یه نون حلال کمی به دست
افرادی که بودن تو فولاد غدیر یزد
کوره ترکید و اومد مذاب رو سرشون
داشتن فریاد میزدن که زغال شد تنشون
بگو رسمش اینه بچه ها کز داده باشن
یه گوشه ای فکر پدر جزغاله باشن
بهم می گی حامد انقد به خدا حرف نزن
بهت می گم که بدون به اون خداوند قسم
که این راه یه روز حسابی ندامت میده
تو کشور سر هزاری جنایت میشه
بهم می گی بیخیال تو که درسته راهت
بهت می گم حامدم جزء گرسنه هائه
این فقره که دردش به نوعی دورشه
اونم مثل همه هشتش گرو ئه نهشه

نوید باقری
کروس:
دلم تنگه برای روی ماهت
هنوز یادمه حرفای نگاهت
پدر پشت و پناهم همه جونم
دیگه چه طور بی تو زنده بمونم
یعنی باور کنم که دیگه رفته
همونی که پناهم بود یه روزی
چقدر تلخه یه سنگه سرد و جای
دستای گرم و صورتش ببوسی
دستای گرم و صورتش ببوسی
وقتی بارون میاد میرم // چترو رو سنگش میگیرم
یه وقت سردت نشه بابا // خیس نشی برات بمیرم
بابا جات راحته اونجا // یه وقت قلبت نگیره
دوست دارم خاکارو بردارم // دستام دستاتو بگیره // دستام دستاتو بگیره...
بابایی که با یه زخمش همه جونت میمیره // ببین حالا چقدر راحت داره زیر خاک میره
نمیزارم نمیزارم بابامو نگیرین از من // یه دست سرد یه چشم خواب
خداحافظ بابای من...
حامد
ورس1:
یادت میاد که میگردی تو بچگی ها دعا
که اینو میگم و دیگه به حرف نمیام خدا
خدا عمر بابا جونم را بکن هزار سالش
دعات گرفت و مهر باطله خورد تو شناسنامش
به خودت میگی توی دلم عقده جاری شده
بابام رفته جای بشقابش تو سفره خالی شده
بابا خوشحالی میوه ی بخت مارو چیدی
آروم شدی وقتی سر قبر اشک مارو دیدی
من بچه بودم گفتن بابات پاکبوده دلش
گفتم کجا میره گفتن میره جاش توی بهشت
من بابامو بخوام باید تقاص چیو بدم
نخوام بره بهشت باید جواب کیو بدم
توی کلاس وقتی معلم کتابو بستش
گفت بچه ها بگین بابا هاتون چه کاره هستش
بچه ها یکی یکی دادن با ذوق جوابش
این منم کسی که هنوزم پاسخ ندادش
آخر معلم دیدمو گفت چه کارس بابات؟
با بغض سنگینی بش گفتم اجازست آقا
از وقتی بابارفت تو دلم غم ها باریده
پرسید چه کارست گفتم زیر سنگا خوابیده
بابا مادرم از زندگی خیلی سیر شده
بابا مادر از غم دوریت طفلی پیر شده
اون امیدش به اینه یه روز دستاتو میگیره
کلی اشکاش میریزه وقتی عکساتو میبینه
نوید باقری
کروس:
وقتی بارون میاد میرم // چترو رو سنگش میگیرم
یه وقت سردت نشه بابا // خیس نشی برات بمیرم
بابا جات راحته اونجا // یه وقت قلبت نگیره
دوست دارم خاکارو بردارم // دستام دستاتو بگیره // دستام دستاتو بگیره...
بابایی که با یه زخمش همه جونت میمیره // ببین حالا چقدر راحت داره زیر خاک میره
نمیزارم نمیزارم بابامو نگیرین از من // یه دست سرد یه چشم خواب
خداحافظ بابای من...


"نبرد برای حُمص"
بخش نخست
گاهی بهتره یه حرفایی رو بشنوم یکم / به جای اینکه از مشکلات کشورم بگم
گاهی بهتر که، بکشم زیپ دهن / وقتی دنیا بو میده مثل زیر بغل
اون مرد خسته ای که تو مسیر نبرد / مثل ماهی های کوچیک اسیر نهنگ
اون نهنگی که میگم اسمش جنگه / جنگی که نسل ما به خوبی حسش کرده
ما میفهمیم که پشت این کارا منظوریه / مگه مشکل کمه، مگه کالا ارزونیه ؟
یا حکومت زور بود و حالا هم زوریه ؟ / که تونس و مصر و لیبی حالا هم سوریه
تا وقتی سازمان ملل خماره بی حاله / رو سر بچه های حمص خمپاره میباره
هی مدودف نمیدونم چی برنامه داری / ولی، حقیقت اینه میشی بدنامه تاریخ
ترجیع بند
به زجه های مادر به اشکاش قسم / تو هم تقاص پس میدی بشار اسد
اگه، قرار باشه غرق خون بمیرم / حاضر نمیشم که خفه خون بگیرم
بدون که ساکت، نمیتونه بشینه ایرانی / تو اسمت اسد ولی یه شیر بی یالی
شیر چیه چی دارم میگم تو کفتارم نیستی / حتی لایق این خشم توی رفتارم نیستی
بخش دوم
وقتی بشار اسد شده یه عزرائیل دیگه / دنیا نشسته داره از اسرائیل میگه
از این حرفا که میگم هیچی در نمیاد / و از دست امثال ما هیچی بر نمیاد
نمیشنوی صدایی میگه به دادم برسید / چرا باید که این همه آدم بره زیر
خاک و تانک و توپ و سنگ و بمب و تیرباران / دروغه اونکه میگه شهر حمص ُ دید آرام
میل به خوراک ندارم لقمه پایین نمیره / کاری کردن که دیگه دین و آیین بمیره
توی دمشق دارن میخندن مردم خرسند / اونا که اشک میریزن مردم حُمصن
اونی که بچشو با خودش میبرده زور خونه / حالا میبیندش رو تخت مرد شور خونه
مدودف تو از دنیا فیلمی تاریک ساختی / فکر نکن که بردی تو به تاریخ باختی
ترجیع بند
به زجه های مادر به اشکاش قسم / تو هم تقاص پس میدی بشار اسد
اگه، قرار باشه غرق خون بمیرم / حاضر نمیشم که خفه خون بگیرم
بدون که ساکت، نمیتونه بشینه ایرانی / تو اسمت اسد ولی یه شیر بی یالی
شیر چیه چی دارم میگم تو کفتارم نیستی / حتی لایق این خشم توی رفتارم نیستی
بخش سوم
تو فکر نکن که مردمتو سرکوب کردی / میبینم روزی رو که از ترس تو سنکوب کردی
روزی که اطرافیانتم تو رو جا میزارن / ولی اونایی رو که میکشی جاویدانن
اگرچه میکشی تو عده ای با هر سقوط موشک/ اما مثل تو در اومد حتی از تو لونه موشم
اونکه مُرد دید کلی پرستو توی اون شهر / اونکه، رها شد ازدنیا از دورغه توشم
من ندیده توی چهره ی تو ترس ُ خونده بودم / اینا جمله هایی بود که من سروده بودم
حتی در سکوته اونم یه درد نگفتست / که راز و رمزش لای پرده نهفتست
تو حسابت جدا من از یه خودی دلخورم / ولی شهر و کشورم رو من چطوری ول کنم
کسی که دستم بهش میرسه مدودف ِ / میخوام تف به روش بیارم ولی حیف تف ِ
ترجیع بند
به زجه های مادر به اشکاش قسم / تو هم تقاص پس میدی بشار اسد
اگه، قرار باشه غرق خون بمیرم / حاضر نمیشم که خفه خون بگیرم
بدون که ساکت، نمیتونه بشینه ایرانی / تو اسمت اسد ولی یه شیر بی یالی
شیر چیه چی دارم میگم تو کفتارم نیستی / حتی لایق این خشم توی رفتارم نیستی

فرد یه گوشه ای آروم تو فکر و خیال خود بود
که قلم به دست، عقده ها پیاده شد زود
رو کاغذ پاره ای که سربازم بی گدار می زنه به آب
طفلی کاغد بی گناه
جای اینکه اول بکشه تو خیابون سرک
فرد میگه از ارومیه بیابون نمک
بیابونی که میگن یه روزی دریاچه بوده
جزئی از ایران و خلاصه سرمایه بوده
این بلا، حتی اگه باشه از رو بخت بد
ولی نباید ما میزاشتیم دست رو دست هم
که انقدر راحت این دریاچه از یادها بره
ای کاش یه روز این حرف من فریادها بشه
باید فریادها زد و خورد قسم به خویشتن
تا نزاری بخوره تخت جمشید ترک بیشتر
هموطن به این تهدید ها کن توجه خاص
هموطن تخت جمشید جز تمدن ماست
تو فکر و خیالم هی داره تصویرها میره
این حسی که دارم فقط از تخریب ها میگه
و این کلمات به هیچ وجه تفریح بار نبود و
اون جمله ها به دست مردم تحلیل ها میشه
خیلی حرفاست که میچرخه تو حال و خیال
ناگفته ها زیاده در این رمانی که دارم
در این رمانی که حامد تو مقدمش میمیره
آزادی رو تنها تو مجسمش میبینه
توی فکر و خیالم
توی فکر و خیالم
بنگر نمونده حسی به حالم
توی فکر و خیالم
توی فکر و خیالم
گریست تمومه حسی که دارم
مردمان قدیم تو دلشون یه مهری بود
یه قایقی رو آب و سهراب سپهری بود
همسایه ها با هم یه گوشه ای در کمین باغ
بار نون و پنیر و نون سنگکیه داغ
هیچ مردی به پشت کمر خنجری نداشت
هیچ فردی به فردی حس برتری نداشت
ولی تو این زمون همه میگن برنده ماییم
غافل از اینکه همه جزوه درنده هاییم
از کار بعضیا لرزه تو بدنم میره
بهم بگو چرا، مگه تو وطنم دیگه
همه چی آباد و معضل به این وسعتی نبود
یعنی معضل بدتر از شیث و نصرتی نبود ؟
که یه ماه تمام اونا شن تو اخبار ها سوژه ؟
یعنی واقعن تو ملت انقدر افکارها پوچه ؟
بدون، دیگه نور سفید چراغها سیاهه
بدون، تو فکر و خیال من چراغها زیاده
چرا کارگردان با افکارش حادثه میسازه،
چرا نام زن سینما رو فاحشه میزاره ؟
ها، چیه، تو عمرت اینجور کابوس ندیدی ؟
که بخوری چند تا حرف ناب از داوود رشیدی ؟
اونور میری کعبه ی خدا رو طواف می کنی
اینور میای زن مسلمون رو خراب میدونی ؟
توی فکر و خیالم میکنم دعا و ساکت میمونم
و تو رو میسپرم به خدای واحد
توی فکر و خیالم
توی فکر و خیالم
بنگر نمونده حسی به حالم
توی فکر و خیالم
توی فکر و خیالم
گریست تمومه حسی که دارم
توی فکر و خیالم
توی فکر و خیالم
بنگر نمونده حسی به حالم
توی فکر و خیالم
توی فکر و خیالم
گریست تمومه حسی که دارم

برای دانلود به ادامه مطلب بروید...

![]()
دیگه جونی نمونده واسه توان بی حالم // وقتی زمزمه ای میچرخه تو روان بیمارم
اینجا دور و برم داستان فقیر زیاده // وقتی قدم میزنم منه حقیر پیاده
تا که بیماری میبینم بازم بغضه میگیره // یا که میبینم جوونی که با عقده میمیره
بچه ای که کثیفه تو سر و موش خوره زده // جای خوابش پیشه دیواری که موش لونه زده
میگه چی میشه بمیرم خدا منم ببره // خواهش نکنم از کسی دعا ازم بخره
دعا ازم بخرن سرم منّت بذارن // کفــــ دست پوله ناچیزی رو با خفّت بذارن
پدری که دیدۀ داغ روزگاره // اون تو آشغالا مگیرده واسه شام خونواده
شبا کارش اینه که با چشم غم دیده بره // به بچه هاش سیب گندیده بده
در این دنیــــای تباهی ، شدی محکوم به تنهایی
دیگه نمونده اشــکایی ، واسه چشم بی گناهت
در این دریای طوفــانی ، در این شبهــــای بارانی
نمومنده فردای آرامی ، واسه دسته بی پنـاهت
مغازه ای که ورشکسته تا کرکره پایینه // واسه مردیه که زیر قرض تا خرخره خوابیده
نداره به طلبکارا پولی بره پیش بده // باید اسباب خونشو جای بدهیش بده
دخترش ، زیر کمربند و شلاق و حصاره // مجبوره که بشه زن مرده 53 ساله
یا که ، با یه شال نازکــــ بپوشه سرشو // واسه بدهیه پدرشم بفروشه تنشو
حالا ، حالا یه دنیایی رو سرش خرابه // تموم آرزو و رویای اون نقش بر آبه
خدا آخه چرا ، چرا فقر و اسارت؟ // چرا گرفته کله اینجا رو گند و کثافت؟
چرا فقیری با گونی میره تنشو میپوشه؟ // چرا شوهری هم خودشو هم زنشو میکشه؟
امیدوارم پدری بی پولو حقیر نشینه // حامد اون روزی نمیخونه که فقیر نبینه
در این دنیــــای تباهی ، شدی محکوم به تنهایی
دیگه نمونده اشــکایی ، واسه چشم بی گناهت
در این دریای طوفــانی ، در این شبهــــای بارانی
نمومنده فردای آرامی ، واسه دسته بی پنـاهت
وقتی میبینی مردی زندگیش ویلان غم بوده // تموم دار و ندارش هست یه پیکان فرسوده
تا که میخواد واسه خونه نونه حلالی بیاره // هه! ماشینش تو خیابون خرابی میاره
حالا میشینه یه گوشه ای که هی فحش بده // طفلی حق داره ، دیگه به چی دل خوش بشه؟
به چی؟ ها! به امیده پسر معتادش // که شبا کناره خیابون یه سر افتاده
به خدا چرا؟ نکنه اینم شاید رسمته // آخه این مرد تاوون چیو باید پس بده؟
خدا چرا باید رویای اون به خاکـــــ بشینه؟ // چرا باید بچشو معتاده کراکــــ ببینه؟
مگه نگفتی پیروزی بعده هر سختیه؟ // پس چرا میبازیم بازم بعدش بدبختیه؟
خدا بدون همه حرفــــ من حقیر همینه // حامد بمیره و فقیر نبینه
در این دنیــــای تباهی ، شدی محکوم به تنهایی
دیگه نمونده اشــکایی ، واسه چشم بی گناهت
در این دریای طوفــانی ، در این شبهــــای بارانی
نمومنده فردای آرامی ، واسه دسته بی پنـاهت
حامد اون روزی نمیخونه که فقیر نبینه
برای دانلود به ادامه مطلب بروید...

فصل پیری اومد و جوونی به سر شد
مادرت پیر و خیلی وقته كرده پدر فوت
بچه ی نورسیدت راهشو رو دست و پا میره
فكرت اینه مادرت جلوش دست و پا گیره
سیلی زدیش چون شد باعث راه بندان
ساكشو بستی ببریش خانه ی سالمندان
جلو روش وایسادی میگی فرصتی دوباره نیست
د نامرد اون مادرته كیسه ی زباله نیست
یه عمری رو دستای كاركردش تر خشك شدی
حالا اونی كه بش زده خنجر از پشت تویی
داری با فحش مادر پیرت رو میشوریش
یه كمی دقت كن به خط های رو پیشونیش
ببین با اون موهای سفیدش اشكش در اومد
همون مادری كه یه روز بوده حرفش سر اومد
دوباره بار ماتم و غم رو كولش نشست
با این همه سن و تجربه غرورش شكست
پر حسرت شد و رو زخمش نمك نشست
جلو بچش یه طوری كمرش از وسط شكست
كه پیرزن راضی بود كه درجا بمیره
ولی نره سالمندان تو دلش غم جا بگیره
بدون هر كی بلایی سر مادرش بیاره
همون بلا رو بچه ی خودش سرش میاره
پس یه روزی همین وقت میشینه دورت و
تخت مادرت میشه تخت پیری خود تو
گریه داره حال و روزت جواب قلبت رو چی میدی
این همونه كه به تو شیر داد بمیرم با چه امیدی
چه دردی داره این بن بست نه راه پس داری نه پیشی
تازه حس كردی كه یه روزی تو هم مثل اون پیر میشی
بمیرم واسه اون قلبش كه باز میگه پسر دارم
بازم حرف تو كه میشه میگه خیلی دوسش دارم
نمیگه منو رد كردن خودم خواستم كه تنها شم
خدا بگیر ازم جونو ولی بذار اونا باشن
ولی بذار اونا باشن ...
هر چند شاید فك كنی حرفم گزافه گوییه
ولی بدون این روزا كار بد جواب خوبیه
قدیما فرزند همیشه داشت حساب كاراشو
حتی جلو بزرگتر نمیكرد دراز پاهاشو
ولی الان جوونمردی رفته زیر پا
دیگه مرام خیلی وقته رفته زیر خاك
بیاین ماها سعی كنیم كه اینچنین نباشیم
كمی تلاش كنیم واسه رفع كینه ها
بیاین جای اینكه بیننده ی زجه هاشون باشیم
هم وطن بریم ما ها جای بچه هاشون باشیم
اونا تو سن پیری محتاج پشتیبانین
میشن خوشحال با یه سلام خشك و خالی هم
روی تخت خوابیده و دوخته چشاشون به در
بریم با محبت بیاریم دلاشونو به دست
باید اونا تو زندگی باشن سرلوحه ی ماها
همون جوون قدیم پیر باتجربه ی حالا
باید دونست به پندار زشت گوهر نمیدن
باید دونست به دل شكستن هنر نمیگن
باید دونست كه ما هم میشیم عصا به دستو
باید از حالا داشته باشیم هوای نسلو
اگه انسانی این چنین باشه كامل ترینه
كه به خدا قسم همه فكر حامد در اینه
توی حیاط سالمندان زیر بارون بشینه
انقد كنارشون تا كه خیلی آروم بمیره
گریه داره حال و روزت جواب قلبت رو چی میدی
این همونه كه به تو شیر داد بمیرم با چه امیدی
چه دردی داره این بن بست نه راه پس داری نه پیشی
تازه حس كردی كه یه روزی تو هم مثل اون پیر میشی
بمیرم واسه اون قلبش كه باز میگه پسر دارم
بازم حرف تو كه میشه میگه خیلی دوسش دارم
نمیگه منو رد كردن خودم خواستم كه تنها شم
خدا بگیر ازم جونو ولی بذار اونا باشن
ولی بذار اونا باشن ...

حامد فرد
ورس 1:
کوروش پاشو ببین کشور تو راه مهیبیه //// پاشو بنگر که ملت توی خواب عمیقیه
ببین به دنیا داریم میگیم که ما برتریم //// در حالی که ما ها همه گدا پروریم
ببین یه جوون داره از ته دلش بهت داره میگه //// اینجا لوات و ضنا جزءی از کردار نیکه
کوروش ناموس فروشی رو دور قیمت //// کوروش ملت گفتار نیکش فحشو غیبته
کوروش تو رو تحقیرو ویران کردن //// اسمت خط خورده از تقویم ایران رسما
راستی مقبرت با سیل و بلاها رفته //// عکست فقط سر در قلیون سراها نصبه
کوروش ارامش خیلی وقته زندانی شده //// نماد فروهر نماد شیطانی شده
کوروش داره برمیگرده عقب زمونه //// کوروش راستی میدونستی خدا عرب زبونه
یعنی جهنم جای ماست که فارسی خوندیم //// دنیا پیشرفت کرد ما دوره ی دارسی موندیم
کوروش خلیجتو خلیج عرب نامیدن //// ولی بازم عربو تو وطن راه میدن
همون عرب هایی که هستن تشنه به خونمون //// همونا که دختار رو کردن زنده به گورشون
هستن همسایه ی ایران ما روی کاغذ //// ولی دستاشون با دست بیگانه ها تو یه کاسس
نوید باقری
کروس :
کجایی که ببینی دلا خونن
همه درگیر یه لقمه نونن
حتی جوونای ایران
دیگه هیچی از عشق نمیدونن
یه روز میاد که به جز یه نقشه
چیزی از ایران باقی نمونه
کسایی که رفتنو جون دادن
به خدا واسه ی بهشت نبوده
انقد درگیر شدیم که غیرت
دیگه واسمون معنا نداره
کوروش بیدار شو وقتی خوابی
شدیم طفلی که مادر نداره
هرکی میاد به اسم یه مادر
یه چیزی ازمون برمیداره
یه روز میاد که یه ایرانی
دیگه هیچی از خودش نداره
حامدفرد
ورس2:
دلت گرفته کوروش میدونم تابع احساسی //// مردم اشک ریختن سر قبر ناصر حجازی
ولی چه فایده اسطوره ها در اغوش میرنو //// بعد مدتی از یاد ها فراموش میشن
بغضی تو گلومه مثل یه دیوانه تو بندم //// چرا تندیستو دادن دست بیگانه تو لندن
چرا یادت کوروش از همه حیف دود شده //// نوشتن عقده ها فقط تویه فیسبوک شده
کوروش مردو مردونگی از تو افکار رفته //// سلاح کشتار جمعی شده اخبار هفته
جوونا جیباشون خالیه و از دم بیکارن //// اونا فکر خالی کردنو باز زدن سیگارن
کوروش جوونا از بی پولیشون جنون میگیرنو //// یه عده ریش سفید نشستنو جومونگ میبینن
از همون ریش سفیدایی که جیباشون شده //// پول ملت که تو حسابای سیباشون پره
ما هم هر روز از دیروزمون مرده تر هستیم //// که یه ملت سیاه پوشه مرده پرستیم
کوروش هواپیماها به عشق ملت میپرنو //// مسافرارو به بهشتو جنت میبرن
بعد این حادثه مردم رخت سیاه میپوشنو //// شراب مرگو با یه بخت سیاه مینوشن
کوروش جایه اینکه به امید اینده بشینی //// حامد حاضر بمیره ایرانو پاینده ببینی
نوید باقری
کروس :
کجایی که ببینی دلا خونن
همه درگیر یه لقمه نونن
حتی جوونای ایران
دیگه هیچی از عشق نمیدونن
یه روز میاد که به جز یه نقشه
چیزی از ایران باقی نمونه
کسایی که رفتنو جون دادن
به خدا واسه ی بهشت نبوده
انقد درگیر شدیم که غیرت
دیگه واسمون معنا نداره
کوروش بیدار شو وقتی خوابی
شدیم طفلی که مادر نداره
هرکی میاد به اسم یه مادر
یه چیزی ازمون برمیداره
یه روز میاد که یه ایرانی
دیگه هیچی از خودش نداره
به نام کارگر که بهش کلی عقده آویزونه
کارگری که اسباب زندگیش پشت کامیونه
کارگری که از درد پا مثل پیرها میشینه
خوردن چلوکبابو توی فیلمها میبینه
حتی خانوادش نمیدن به حرفش تکیه
کارگری که زنده بودنش با مرگش یکیه
توی فکر و دلش چیزی جر حسرت نیستش
وقتی بنزین لیتری کمتر از 700 نیستش
وقتی حقوق ، 3 ماهه که خبری نیست
جز فکر سفر آخرت فکر سفری نیست
متاسفانه تو وطن من تبعیض زیاده
عده ای سوار و عده ای تو تحریم پیاده
کارگر قشر بیچارس که سر کار میره
وقت استراحتشم توی صف گاز گیره
واسه بدهیاش اونو پشت نرده میبرن
با پولش میرن مکه و کلی پرده میزنن
اینور کارگر هست گیر یه تیکه نون بیچاره
اونور آموزش و پرورش داره پول میچاپه
از این ملتی که محتاج شام شبشونن
یه مشت نامرد به فکر جیب سال بعدشونن
آره با توئم با تو که گونی گونی پول داری
تو که خدا رو واسه بهشت و حوری دوست داری
یک باری هم که شده طعم خفتو بچش
برو تو خیابون ببین اخم ملتو به چشم
بمیرم واسه دستایی که خستس از این زمونه دلش میخواد که تک باشه ولی طفلی نمیتونه
همش شرمنده بچش میشه وقتی میاد خونه دستاش خالیه و قلبش پر از شرم و پر از خونِ
همه عشقش یه سیگاره که رو لبهاش دود میشه با هر کامی که میگیره از این زندگی دور میشه
یعنی این بود فردایی که اون واسش تلاش کرده خدا لطفت دیگه بسته فقط بذار که برگرده
خدا لطفت دیگه بسته فقط بذار که برگرده
کارگر حق داره اگه میاد خیلی به جوش
تو دلش مونده حسرت خرید یه کیلو گوشت
یه کیلو گوشتو خیلی وقته که اون به چشم ندیده
اگه ببینه بقیه میگن بهش پدیده
ماها از بدبختی و بدهی کاملا سیریم
مثل حجت تو جدایی نادر از سیمین
که فشار زندگی اونو کرده وادارش
بره خودزنی بکنه جلو زن داغدارش
میگن خدا جای حقِ انصاف داره خودش
خدا پاشو حق بشینه یک بار جای خودش
میگن کفر نگو هر چیزی یه حکمتی داره
میگم حکمت اینه که زندگی نکبتی واره
فکر نکن پی دردسرم و حس و حال دارم
که من یه سوال فقط ازت یه سوال دارم
چرا اختلاف طبقاتی عجیب زیاده
عده ای سوار و عده ای تو تحریم پیاده
مثال : روزه دارا به خدا توکل میکنن
گرسنگی رو با کلی دعا تحمل میکنن
واسه افطاری همدیگه رو به دعوت میارن
پای راز و نیاز و دعا تا سحر بیدارن
ولی هیچوقت نمیفهمن که یه کارگر بیماره
تنها چیزی که مونده واسش یه پاکت سیگاره
اگه کسی نیاد و دست همشونو بگیره
امثالی چون حامد با حقوق کارگری میمیره
بمیرم واسه دستایی که خستس از این زمونه دلش میخواد که تک باشه ولی طفلی نمیتونه
همش شرمنده بچش میشه وقتی میاد خونه دستاش خالیه و قلبش پر از شرم و پر از خونِ
همه عشقش یه سیگاره که رو لبهاش دود میشه با هر کامی که میگیره از این زندگی دور میشه
یعنی این بود فردایی که اون واسش تلاش کرده خدا لطفت دیگه بسته فقط بذار که برگرده
خدا لطفت دیگه بسته فقط بذار که برگرده
فکر نکن از رو خوشی اومدم خوندم و حالیم نیست
من خودمم یه کارگرم. یه کارگر

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب برید...
